پارک ارم
یک شب خاله نرگس اومده بود خانه ما البته با سعید و وحید خلاصه یکدفعه تصمیم گرفتیم که بریم پارک ارم و راه افتادیم و رفتیم البته شام نخورده بچه ها گفتند وقی برگشتیم شام می خوریم
به سمت پارک ارم راه افتادیم و تو راه خیلی بهمون خوش گذشت.خلاصه رفتیم لونا پارک 2 خوب بود خلوت و هوا هم بد نبود.
شروع کردیم به بازی و رفتیم سارا رو سوار هواپیما کردیم اونم خیلی دوست داشت می گفت با سعید می خوام برم سعید هم اونو برد و سوار هواپیما کرد.

بازی تمام شد و اومدن پایین و وحید رفت و دست سارا گرفت تا برن استخر توپ آخه سارا هی می گفت بریم استخر توپ خیلی دوست داره






بعدش وحید جان سارا خانوم ما رو برد سوار اسب پرنده کرد

اون شب خیلی خوش گذشت بالاخره ساعت 2 شب برگشتیم خانه و شام هم ماکارانی داشتیم بچه ها هم اونقدر گرسنه بودند که حسابی خردند.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


پارک ارم
